alirezay (4) گزارش تخلف فولکلور دهلران(صالح و پری) قسمت ۹- صمغ درخت کلنگو بزنی به ریشات صالح هم بی معطلی میزنه و میگه الان زدم و دوباره جوونه میگه حالا آتیش بگیر بهش تا بسوزه تمیز میشه چشمتون روز بد نبینه بیچاره صالح آتیش به ریشش افتاد و نعره زنان تو کوه میدویو و میره بطرف سیاه چادرش و اتیش به خونش میوفته و چندتا چوپون میارنش آبادی درحالی که نیمه جون بوده که غروبش میبینن صدای... 29 2 2 k 7 سال پیش
alirezay (4) گزارش تخلف (قصه بز سخنگو و اسکندر) اما واقعی طنز گونه سلام من علیرضایی هستم و از دهلران روستای (تم تم آب) قصه ایی دارم که از زبون یکی از اقواممون به نام اسکندر براتون تعریف میکنم امیدوارم لذت ببرید؛قصه اسکندر مال زمانیه که اوایل انقلاب بود و امکانات برق و روشنایی به روستامون هنوز نیومده بود، طبق معمول روستا گله های بز و گوسفند بعد از چرای روزانه دم غروب برمیگشتن روستا، و اسکندر ... 30 0 1.9 k 7 سال پیش
alirezay (4) گزارش تخلف توضیحی درمورد واقعیت داستان صالح و پری این قصه کاملا واقعی بوده و مادربزرگم وقتی درقید حیات بودند برایم تعریف کرد.صالح دائی مادربزرگم میباشد قصه قدیمیستداستانو صالح قبل مرگش تو اون سالها برا اقوامش گفته بود و همه مسخره میکردن و بعضیها هم میگفتن حتما زنو بچه هاشو کشته یا اونا ولش کردن و رفتن و اینا دیوونش کرده بود... 31 0 2 k 7 سال پیش
alirezay (4) گزارش تخلف فولکلور دهلران (صالح و پری) قسمت ۷-شرطامو رعایت نکردی و باختی ولی به رسم زندگی که باهات داشتم بهت میگم و میرم و هرچی به من مربوطه هم با خودم میبرم اولین مجلس عروسی که منو بردی اونجا عزرائیل رو دیدم که داشت به تازه داماد نگاه میکرد و ازش پرسیدم گفت به زودی میبرمش که التماسش کردم گفت مشیت خداست کاریش نمیشه کرد که دیگه طاقت نیاوردم زدم زیر گریه و عروسیو دی... 30 0 1.9 k 7 سال پیش
alirezay (4) گزارش تخلف فولکلور دهلران (صالح و پری) قسمت ۶-چون دیگه همه چیو تموم میکنم و میرم صالح که عاشق زنش بود ترسید و گفت باشه هرجور تو بخوای همونه قول میدم نپرسم .وسط مجلس عزا وقتی جنازه را بلند میکنن که ببرند مردا میان درحال بلندکردن جنازه و همه زنها جمع بودن و درحال گریه بودند که یه دفعه پری خانم زد زیر خنده و صاحب عزا طاقت نیاورد و صالحو گفتن دیگه نیاین برید ما عزاداری... 29 0 1.9 k 7 سال پیش
alirezay (4) گزارش تخلف فولكلور دهلران(صالح و پری) قسمت ۵- بازهم پری خانم آماده میشه و با هم میرن مجلس عزا صالح میره طرف مجلس مردا ولی زن میره دم ورودی خونه متوفا که مجلس زنونه بوده و داخل نمیره ولی مردم تعجب میکنن کلی اصرار که بفرما داخل مجلس دم در زشته که اصلا گوشش بدهکار نیس تا مردم صالحو میگن زنت خل شده بیا بینم چشه مگه ما کثیفیم که نمیاد داخل مجلس؟!! صالح هم اعصابش بهم میریزه ... 24 0 1.9 k 7 سال پیش