اوستا آهنگر و شاگرد تنبل

‍ پسری را به آهنگری بردند تا شاگردی کند. استاد گفت: دَم آهنگری را بدم.

شاگرد مدتی ایستاده، دم را دمید و خسته شد و گفت: اوستا اجازه میدی بنشینم و بدمم؟

اوستای آهنگر گفت: بنشین و بدم.

شاگرد باز مدتی دمید و خسته شد و گفت: اوستا اجازه میدی پام و دراز کنم و بدمم.

اوستای آهنگر گفت: پا تو دراز کن و بدم.

بعد از مدتی شاگرد تنبل باز خسته شد؛ گفت: اوستا اجازه میدی بخوابم و بدمم؟

اوستا گفت: تو بدم، بمیر و بدم...


تمثیل مثل


👁️ بازدید: 153🔎 ورودی گوگل: 12


نظرات (0)

    yazdan_7303
    نویسنده
    yazdan_7303
    @yazdan_7303
    جایگاه تبلیغ محل تبلیغ شما ۰ اگر تبلیغت اینجا بود، این هفته همین تعداد نفر آن را در صفحات مقاله‌ها می‌دیدند. درخواست این جایگاه

    به یوزبیت؛ خانه محتوا خوش آمدید

    یوزبیت، به نویسندگان مستقل این امکان را می‌دهد که رایگان تولید محتوا کنند و با کمک هوش مصنوعی، محتوای خود را به صورت مؤثر به مخاطبان نمایش دهند.

    دانلود اپلیکیشن اندروید

    درباره ما . اطلاعیه‌ها . آپدیت‌ها . قوانین . ارتباط با ما

    کلیه حقوق این سایت برای یوزبیت محفوظ می‌باشد.

    logo-samandehi