اوستا آهنگر و شاگرد تنبل

‍ پسری را به آهنگری بردند تا شاگردی کند. استاد گفت: دَم آهنگری را بدم.

شاگرد مدتی ایستاده، دم را دمید و خسته شد و گفت: اوستا اجازه میدی بنشینم و بدمم؟

اوستای آهنگر گفت: بنشین و بدم.

شاگرد باز مدتی دمید و خسته شد و گفت: اوستا اجازه میدی پام و دراز کنم و بدمم.

اوستای آهنگر گفت: پا تو دراز کن و بدم.

بعد از مدتی شاگرد تنبل باز خسته شد؛ گفت: اوستا اجازه میدی بخوابم و بدمم؟

اوستا گفت: تو بدم، بمیر و بدم...


تمثیل مثل


👁️ بازدید: 134🔎 ورودی گوگل: 12

نظرات (0)