
نیکولا تسلا تا پایان عمر مجرد باقی ماند. او بر این باور بود که مجرد بودن و پاکدامن ماندن به دستاوردهای او در زمینه علمی کمک کرده است. در سال های ابتدای جوانی، تسلا بر این باور بود که شایستگی و لیاقت هیچ زنی را ندارد زیرا فکر می کرد که زنان از هر لحاظی بر او برتری دارند. بعدها، این باور در او تغییر کرده و تسلا به این نتیجه رسید که زنان تلاش می کنند از مردان خود پیشی گرفته و قدرت را در دست بگیرند.
او میگفت که زنان خوش سخن و لطیفی که تا آن زمان میپرستید به کسانی تبدیل شدهاند که فکر میکنند موفقیتشان در این است که تا سرحد ممکن خود را به مردان شبیه سازند، از لحاظ لباس پوشیدن، تن صدا، کارها و حرکات، ورزش و دستاوردهایشان در هر حوزهای. بعدتر از آن اما تسلا احساس میکرد که با مجرد ماندن یک نوع فداکاری بسیار بزرگ کرده و با دنبال نکردن روابط عاشقانه، تمام فکر و ذکر خود را صرف کارهای علمی کرده است.

