yazdan_7303 (5) گزارش تخلف یک دقیقه مطالعه یک دقیقه مطالعهگفته های پدری هنگام مرگ به فرزندش !سه نصیحت جالب پدری که هنگام مرگ به فرزندش گفت را در تصویر بخوانید !... 9 0 0 94 5 سال پیش
yazdan_7303 (5) گزارش تخلف این داستان حکایت خیلیاست شغالی مرغ پيرزنی را دزديدپيرزن در عقب او نفرين کنان فرياد زد: «وای! مرغ دو منی (۶ کيلويی) مرا شغال برد.»شغال از اين مبالغه به شدت غضبناک شد و با نهايت تعجب و غضب به پيرزن دشنام داد.در اين ميان روباهي به شغال رسيد و گفت:«چرا اين قدر برافروخته ای؟»شغال جواب داد: ببين اين پيرزن چقدر دروغگو و بی انصاف است. مرغی را که يک ... 7 0 0 129 5 سال پیش
yazdan_7303 (5) گزارش تخلفداستان کوتاه این زندگی مال شماست پشت ویترین مغازه کفش فروشی ایستاده بودقیمتها را میخواند و با پولی که جمع کرده بود مقایسه میکرد تا چشمش به آن کفش نارنجی که یک گل بزرگ نارنجی هم روی آن بود، افتاد.... بعد از آن دیگر کفشها را نگاه نکرد ، قیمتش صد تومان از پولی که او داشت بیشتر بود. آنشب به پدرش گفت که میخواهد کفش بخرد و صد تومان کم دارد... بعد از شام پ... 13 0 1 77 5 سال پیش