shayan8151 (1) گزارش تخلفچند درس از درسهاي زندگي درس پنجم: من خيلي خوشحال بودم... من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم... والدينم خيلي کمکم کردند... دوستانم خيلي تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده اي بود... فقط يه چيز من رو يه کم نگران مي کرد و اون هم خواهر نامزدم بود... اون دختر باحال ، زيبا و جذابي بود که گاهي اوقات بي پروا با من شوخي هاي ناجوري مي کرد و باعث مي ش... 4 0 0 60 5 سال پیش
shayan8151 (1) گزارش تخلفچند درس از درسهاي زندگي درس سوم: يه روز مسوول فروش ، منشي دفتر ، و مدير شرکت براي ناهار به سمت سلف قدم مي زدند... يهو يه چراغ جادو روي زمين پيدا مي کنن و روي اون رومالش ميدن وجن چراغ ظاهرميشه... جن ميگه: من براي هر کدوم از شما يک آرزو برآورده مي کنم... منشي مي پره جلو و ميگه: «اول من ، اول من!... من مي خوام که توي باهاماس باشم ، سوار يه قايق بادباني شيک... 4 0 0 66 5 سال پیش
shayan8151 (1) گزارش تخلفمهندسی پروژه کنترل پروژهمهندسی خطوط تولید شامل پروسس و بالانسراه اندازی خطوط تولید... 6 0 0 124 6 سال پیش